تبليغاتX
بی صداترین فریاد

بی صداترین فریاد

صورتکهای خیال

با صورتکهای خیال باهمدیگه حرف می زنیم  

با همدیگه گپ می زنیم

می ریم تو قلب همدیگه

می گیم دروغ به همدیگه

باهمدیگه قهر می کنیم

گریه براهم می کنیم

حتی به انتظار هم

ستاره ها رو می شماریم

 

ای صورتک غصه نخور

ای صورتک قهر نکن

من خودَمَم یه خاطره ام

یه اتفاق تازه ام

مثل صدا تو حنجره ام

 

 

 

ای صورتک ناز نکن

منم هم آواز توام

بهانه های کهنه رو

مثل تو تازه می کنم

 

ای صورتک ابری نشو

پراز گریه می شم منم

ای صورتک سفرنکن

من خودمم مسافرم

صورتک؛ نیستی تو دیگه

تو خودِ خاطره هستی

تو ترانه های قلبم

تو خودِ ستاره هستی

 

 احمد ج 

26/6/85


نظرات شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:11  توسط احمد.ج